صبح با من بیدار می شوددر اینه هست در انتظارخوردن چای را به تماشا می نشینددر خیاباناز شلوغی به درونم پناه می برد در خانه فرصت های تنهایی را دوست دارد اما من ظرف ها را خشک می کنم گرد ها را می گیرم لباس ها را در سایه پهن می کنم .